• تا به حال اصطلاح “بدیهیات کرخت شده” را شنیده اید؟

    با شنیدن این اصطلاح چه چیزی به ذهن شما خطور می کند؟ بدیهیات زندگی شما کدامند؟ نفس کشیدنتان؟ غذا خوردنتان؟ روابطتان؟ کارتان؟

    همه ی ما عقاید ، افکار و قضاوت هایی داریم که سال ها پیش شکل گرفته اند و به باید و نباید هایمان تبدیل شده اند. گرچه در اغلب موارد زمان و ریشه ی شگل گیری آنها را به یاد نمی آوریم اما آنها همه جا ، همیشه همراه ما هستند و ما و زندگی مان را شکل می دهند.

    این افکار از آنجا که از گذشته می آیند هر روز آینده مان را بیشتر شبیه به گذشته می کنند. همین امر باعث می شود هیچگاه در چهارچوب تفکرات فعلیمان نتوانیم ماورای عملکرد و دستاورد های گذشته برویم و این در حالی است که هر روز آشفته تر و سردرگم تر به دنبال راهی برای دستیابی به اهداف و آرزوهایمان هستیم. و این فقط شامل حال ما نیست بسیاری از شرکت ها و سازمان ها نیز در همین دور باطل گرفتار هستند. و هر روز روش جدیدی را در بستر همان طرز فکر تکراری برای بدست آوردن نتیجه ای جدید امتحان می کنند.

    اینجاست که جمله ای معروف از انیشتین برایمان معنی تازه ای می دهد:

    “هیچ گاه نمی توانیم مشکلات را با همان طرز فکری رفع کنیم که با آن، مشکلات را به وجود آورده‌ایم.”

    بیایید با هم مثالی را مرور کنیم!‌ تلفن های همراه زمانی که برای اولین بار عرضه شدند بسیار بزرگ و سنگین بودند ، بعد ها کوچکتر شدند ،سبک تر شدند ، مانیتور رنگی آمد ، دوربین اضافه شد ، صفحه نمایش لمسی آمد ، قابلیت اتصال به اینترنت ایجاد شد و صد ها قابلیت دیگر … و در تمامی مراحل ما همیشه مشتاقانه به دنبال دریافت جدید ترین و به روز ترین مدل آنها بوده ایم. اما همین انسان به طرز شگفت انگیزی در مقابل “بدیهیات زندگی خود” منفعل عمل می کند. هیچ گاه از خود نمی پرسیم آیا ورژن جدید تری هم آمده است؟ آیا باید و نباید های من نیازی به، به روزرسانی  دارند؟

    و مهم تر از آن هیچگاه از خود نمی پرسیم چرا اینقدردر برابر بدیهیاتمان سرسخت و انعطاف ناپذیریم؟ مگر زمانی که فلان طرز فکر را در سنین پایین تر(به خصوص کودکی) ایجاد کردیم ، تمام مدل های موجود را بررسی کرده بودیم؟ چطور اجازه می دهیم یک کودک یا نوجوان برای ادامه ی زندگیمان تصمیم بگیرد در حالی که هر روز اهداف و آرزوهای تازه ای در سر داریم؟

    دسترسی به نتایج ماورا تصور نیازمند به پویش در بدیهیات کرخت شده زندگیمان است. تا بتوانیم به فضایی دسترسی پیداکنیم که ماورای باید و نباید های گذشتمان عملکرد داشته باشیم. “پویش” سوالی است که جواب مشخص و دقیقی ندارد اما مجموعه جواب هایی که به آن می دهیم برای ما فضای کشف و مشاهده ی موضوع از دریچه ای جدید فراهم می کند.

  • ما شاگرد استادی راه تحول، راهبری بر خود و خودشناسی هستیم، و در این مسیر در حال کشف خود و دنیای اطرافمانیم. ما دریافتیم که به اشتراک گذاشتن کشف ها و یافته هایمان با دیگران منشا عمیقتر شدن کشف خودمان و اثری اثر گذار در زندگی همدیگر شده است. لذا تصمیم گرفتیم اینکار رو بصورت گسترده تر و عمیق تر ادامه بدیم.