نقاط کورمان را ببینیم! (بخش دوم)

بدون دیدگاه

سوالی که پیش می آید این است که چطور می توانیم به “نقاط کورمان” دسترسی پیدا کنیم؟

مشخص کردن دقیق نقاط کور به “خودشناسی” ، “پویش” و “روانکاوی” نیاز دارد. اما ما می توانیم حوزه هایی که احتمالا پشت آنها نقطه کوری وجود دارد را شناسایی کنیم. اینکه با نقاط کورمان چه کار باید کرد را در مقالات آتی در موردش صحبت می کنیم. اما صرفا تمایزدادنشان بدون اینکه کاری کنیم قدمی موثر در ناپدید شدنشان است.

(تکرار)

اولین راه برای کشف نقاط کور این است که به تکرار های زندگیمان آگاه شویم.هر مساله ای که در زندگیمان تکرار می شود چه بزرگ و چه کوچک قطعا پشت آن یک نقطه ی کور است. شاید بار ها در گفت و گوهای خود و دیگران شنیده باشید که” چرا فقط برای من اتفاق می افتد؟ چرا همیشه، همه جا با همکارام چالش دارم؟ چرا همیشه رئیسم مرا درک نمی کند؟ چرا هیچ کس مرا درک نمی کند؟ چرا هیچ کس حرفم را نمی فهمد؟ چرا همیشه در روابطم بهم خیانت میشه؟ چرا همه جا حقم را می خورند؟ چرا کاری را شروع می کنم و زود رها می کنم؟ چرا نمی توانم منظورم را خوب بیان کنم؟ چرا هیچ وقت رژیم غذاییم را ادامه نمی دهم؟ چرا هر وقت می خواهیم صحبت کنیم دعوایمان می شود و … ”

همین الان کاغذ و قلمی بردارید و لیستی از چالش ها و مسایل تکراری زندگی، حتی اگر فکر می کنید که شما در آنها نقشی نداشته اید تهیه کنید. حتما چیزی پشت آن تکرار وجود دارد که شما آنرا نمی بینید!

واکنش های شدید (over react)

پس از تکرار ها، یکی دیگر از موقعیت هایی که می توانیم نقاط کورمان را درآنجا جست و جو کنیم، موقعیت هایی است که در آن حجم واکنش و احساسات ما با موقعیت نمی خواند و به اصطلاح ما (over react) می کنیم.

با مثالی می توان بحث را باز کرد، فرض کنید فردی از مبلغ حقوق شما سوال می کند و شما سریعا و یا عصبانیت پاسخ می دهید که”باید به تو هم هم جواب پس بدم؟؟” در حقیقت حجم واکنشی که ما نشان داده ایم با حجم سوالی (موقعیت) که پرسیده شده نمی خواند.همه ما لحظات داشته ایم که به اصطلاح سر هیچ و پوچ عصبانی و یا ناراحت شده ایم، بحث کرده ایم و یا حتی ارتباطمان را با کسی قطع کرده ایم. و اغلب پس از مدتی شگفت زده بوده ایم که چه اتفاقی افتاده؟ چرا سر یک مساله کوچک چنین واکنش بزرگی نشان داده ام؟ در چنین لحظاتی قطعا پشت واکنش ما یکی از نقاط کورمان نهفته است.

گوش کردن ناب (authentic listening)

یکی از راه های دیگری که می توان به نقاط کور خود دسترسی داشت، “گوش کردن ناب” است. اغلب ما وقتی به کسی گوش می دهیم چیزی در گوش دادنمان است که مانع این می شود که واقعا گوینده را بگیریم. ما اغلب این طور گوش میکنیم که با حرفی که زده می شود، موافقم یا مخالف. درست می گوید یا غلط،دارد می گوید تقصیر من است یا نه و تمامی این گفت و گو ها باعث می شود که نتوانیم ناب گوش کنیم.

گوش کردن ناب زمانی اتفاق می افتد که ما پیام گوینده را بدون هیچ واسطه ای دریافت می کنیم و در حقیقت موضوع را از بستر خود گوینده می شنویم. درست مانند اینکه اورا در خودمان خلق کرده باشیم. تنها در این حالت است که فرد احساس می کند ما پیام او را واقعا گرفته ایم.

به زندگی روزمره نگاه کنید. شما چطور گوش می دهید؟ گوش کردنتان به پدر و مادر ، همسر ، همکار ،مدیر و جامعه چگونه است؟ مهمتر از تمامی این ها گوش کردنتان به خودتان چگونه است؟ نکته ی غم انگیز اینجاست که ما حتی خودمان به خودمان هم ناب گوش نمی دهیم و به همین دلیل است که در باید و نباید ها و بدیهیات کرخت شده زندگیمان غرق می شویم. هیچگاه در مورد باید و نباید ها و درست و غلط هایی که می گوییم از خود نمی پرسیم که واقعا چرا؟

زمانی که به خود و دیگران، ناب گوش می کنیم این امکان برایمان خلق می شود که چیزی را ببینیم که تا به حال نمی دیدیم و نمی دیدیم که نمی دیدیم.

موقعیت های جدید

قرار گرفتن در محیط های جدید یکی دیگر از راه هایی است که به ما این امکان را می دهد تا به نقاط کورمان دسترسی پیدا کنیم. همه ما تحت تاثیر گذشته و بستر های پیش فرضمان زندگی می کنیم، و تمامی باید و نباید ها ، درست و غلط ها ، می شود و نمی شود هایمان تحت تاثیر این بسترها شکل می گیرد و به کار می افتد. قرار گرفتن در محیط های جدید باعث می شود در معرض بسترهایی قرار گیریم که آشنایی کمی با آنها داریم و از این رو در رویایی با آنها با فضای “ندانستن” پیش می رویم که این امکان را برای ما فراهم می کند تا کشفی جدید در مورد دنیا و خودمان داشته باشیم.

 

پویش در بدیهیات کرخت شده (روانکاوی)

روانکاوی یکی از قدرتمندترین راه هایی است که به ما این امکان را می دهد تا بتوانیم نقاط کورمان را کشف کنیم، البته ممکن است همیشه به راحتی به روانکاو دسترسی نداشته باشیم اما کاری که می توانیم انجام دهیم. پویش است! پویش یعنی پرسشی که پاسخ مشخص و دقیقی ندارد اما مجموعه پاسخ هایی که به آن سوال می دهیم، بستری خلق می کند که برای ما امکان کشف کردن را فراهم می کند. بهترین راه پویش این است در مورد مسایل مختلف بخصوص بدیهیات زندگیمان از خود بپرسیم چطور این اتفاق افتاد یا پشت این تصمیم یا رفتارم چه بود؟ پویش کردن یعنی در مورد “نمود (رخ داد)” دنیا و موقعیت از خودمان سوال بپرسیم. از خود بپرسیم که وقتی فلان رفتار را انجام دادم یا ندادم،نمود (رخ داد) موقعیت به من چه بود؟

کشف دقیق نقطه ی کور نیازمند تمرین و تجربه ی بالاست اما ما با کمی تمرین می توانیم به راحتی حوزه هایی که در آن ممکن است نقطه ی کور داریم را مشخص کنیم. و تمایز همین حوزه ها باعث می شود تا مانع استفاده ی نقطه ی کور از خودمان شویم.

در آینده مطالب بیشتری در این حوزه خواهیم داشت.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.