عادت (بخش دوم)

بدون دیدگاه

تحول عادت چگونه اتفاق می افتد؟

اگر شما بتوانید ماشه و پاداش خود رادر یک عادت ناپسند به دقت شناسایی کنید، توانایی تحول عادتتان را بدست خواهید آورد.

برای مثال فردی که به استفاده ی الکل رو می آورد، ممکن است به دنبال حس رهایی باشد و یا به دنبال جدایی از فشار احساس مسئولیت ویا به دنبال برقراری ارتباط اجتماعی با دوستان خود بعد از یک هفته ی کاری است. آنچه مهم است، این است که فرد تشخیص دهد مصرف الکل پاداش نهایی او نبوده است. و بدین طریق شما می توانید به دنبال فعالیت های تکراری دیگری (غیر مضر) تا به همان پاداش برسید.

برای مثالی اسنک خوردن در محل کار، پاداشی برای گرسنگی شماست؟ ویا شما به دنبال استراحتی کوتاه مدت و فرار از سر رفتن حوصلتان هستید؟ شما به راحتی می توانید فعالیت تکراری دیگری را با آن جایگزین کنید، به شرطی که بتوانید پاداشی که به دنبال آن هستید را به دقت انتخاب کرده باشید. مثلا پیاده روی کوتاهی داشته باشید و یا مطالعه کنید، بازی انجام دهید و …

درمورد سیگار کشیدن، از خود بپرسید آیا شما به نیکوتین و یا دود علاقه دارید و یا به دنبال فرار از تنهایی ، فشار استرس ، تحریک مغزتان و … هستید؟ تحقیقات بسیاری نشان می دهد شناسایی ماشه و پاداش واقعی سیگار کشیدن به بسیاری افراد این امکان را می دهد که آن را با فعالیت تکراری مفید دیگری جایگزین کنند.

متاسفانه هیج قدم مشخصی برای تضمین تغییر عادت وجود ندارد. آنچه در تغییر یک عادت جدا از مکانیزمی که در موردش توضیح داده شد اهمیت دارد، باورتان در مورد تصمیمی است که گرفته اید. در مورد عادتی که می خواهید حذفش کنید و یا ایجادش کنید از خود بپرسید که باور و یا آینده ی پیش فرضتان در آن مورد چیست؟ آیا از ته دل اعتقاد دارید که تصمیمی که گرفته اید محقق می شود و یا در سطحی فکر می کنید که این بار هم همان نتایج سابق را می گیرید؟ آنچه بین شما و تصمیمتان قرار می گیرد “آینده پیش فرضتان” در مورد تصمیمتان است، آینده ای که علی رغم تمام اراده و تلاشی که در جهت انتخاب مسیری جدید دارید، همچنان مانند قبل است و چون از تجربیات گذشتتان نشات می گیرد به آن آینده ی پیش فرض نشات گرفته از گذشته می گویند. قبل از اینکه تصمیمی را عملی کنید حتما با خود و یا دیگران در مورد پیش فرضتان گفت و گو کنید تا بتوانید اثر آن را بر نتیجه محو کنید.

عادت های اصلی (key stones habits)

دسته ای از عادت ها هستند که “عادت های اصلی” نامیده می شوند. این عادت ها از آن جهت اصلی نامیده می شوند که قادرند مهارت های دیگری را در کنارخود تقویت کنند.اگر شما بتوانید عادت های اصلیتان را تغییر دهید و یا چند عادت اصلی بوجود آورید می توانید تاثیر بزرگی بر روی زندگی بگذارید.

برای مثال “ورزش کردن” یکی از عادت های اصلی می باشد. تحقیقات نشان می دهد اگر افراد ورزش کردن را به یک عادت تبدیل  کنند تغییرات اساسی بسیاری در زندگیشان اتفاق می افتد و عادت غذا خوردن، استعمال دخانیات، بهره وری در محیط کار، نحوه ی ارتباط برقرار کردن با دیگران در آنها به میزان قابل توجهی تغییر می کند.

از عادت های اصلی دیگر ، “مهارت فروش” است. تحقیقات نشان می دهد اگر در فضای کسب و کار هستید مهارت فروش می تواند یک عادت اصلی در موفقیت کسب و کار شما باشد. با تبدیل فروش به یک عادت اصلی، افراد مهارت ارتباطی موثرتری خواهند داشت، منظم تر می شوند، خلاقیتشان افزایش پیدا می کند و نهایتا فرصت ها را بهتر شناسایی می کنند.

عادت اصلی دیگر “ارتباط برقرار کردن با دیگران” است. زمانی که ارتباط برقرار کردن با دیگران و امکان ایجاد گفت و گوهای کوتاه با دیگران را به یک عادت تبدیل کنید، می توانید در سایر حوزه ها نیز گشایش ایجاد کند، افزایش اعتماد به نفس که خود باعث تحولات اساسی در عملکرد در سایر حوزه ها می شود، توانایی انجام کارها به صورت بداهه بدون برنامه ریزی قبلی از دستاورد های این عادت اصلی می باشد.

تحقیقات نشان می دهد خانواده هایی که شام را در کنار یکدیگرصرف می کنند، کودکانی را با حس مسئولیت پذیری بالاتر، توانایی مدیریت بهتر احساسات و موفقیت بیشتر در تحصیل تربیت می کنند.

همچنین عادت به مرتب کردن رختخواب به صورت روزانه نشان می دهد بهره وری، احساس خشنودی و امکان پیروی از بودجه ی شخصی را در افراد تقویت می کند.

اگر می خواهید عادتی را در خود تغییر دهید و یا ایجاد کنید می توانید از “عادت های اصلی” شروع کنید. تا الگوی تغییر عادت ها دیگر را برای خود کشف کنید.

موفقیت های کوچک

موفقیت های کوچک ، بخش هایی از یک فعالیت تکراری است که موفقیت در آن تاثیر روانی به سزایی در ما دارد. مثلا تصور کنید که به باشگاه می روید ناگهان می توانید وزنه ی سنگین تری را نسبت به روز گذشته بزنید و زمان طولانی تری را به فعالیت های هوازی اختصاص دهید … مغز شما این لحظات را با عنوان موفقیت های کوچک ثبت می کند. این لحظات تاثیر روانی و جسمی بزرگی بر روی ما دارند.

تحقیقات نشان می دهد که با انجام تغییرات کوچک بر روی قسمت های تکراری عادات می توانید موفقیت های کوچک بدست آورید. این موفقیت ها امکان بدست آوردن موفقیت های کوچک دیگر را در شما تقویت می کنند. (اثر مرکب)

موفقیت های کوچک اثری اهرمی دارند که به شما برای بدست آوردن موفقیت های بزرگتر دسترسی می دهند.

به عادات و فعالیت های روزانه ی خود نگاه کنید. آیا می توانید فرصت های ایجاد موفقیت های کوچک را در آنها شناسایی کنید؟

اراده (willpower)

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا برای انجام کاری تصمیم می گیرید اما بعد از مدت کوتاهی آن کار را رها می کنید؟؟

تا به حال از خود پرسیده اید، مگر شما نبودید که تصمیم گرفتید؟ پس چرا نمی توانید تصمیم خود را برای بلند مدت نگه دارید؟

انسان در سطح خودآگاه با منطق تصمیم می گیرد و در سطح نا خود آگاه با احساس. و در ضمن هر تصمیمی در سطح خود آگاه گرفته می شود، یکبار هم در سطح ناخودآگاه بررسی می شود.

ناخودآگاه چطور با احساس تصمیم می گیرد؟ از منظر احساسی به زبان ساده ، ناخودآگاه در مقابل هر تصمیمی از خود می پرسد، درد یا لذت؟

برای مثال فرض کنید که تصمیم میگیرید که صبح زود از خواب بیدار شوید. در سطح خودآگاه وقتی صدای  آلارم را می شنوید منطق شما حکم می کند که بیدار شوید اما در سطح ناخودآگاه از خود می پرسید این اقدام شما درد است یا لذت؟ و اینطور است که ممکن است علی رغم تصمیمتان باز به خوابیدن ادامه دهید.

به همین دلیل است که اراده فقط در کوتاه مدت جواب می دهد و اگر خودآگاه و ناخودآگاه شما نتوانند همسو باشند ، شما پس از مدتی تصمیمی که در خودآگاه خودگرفته اید را رها می کنید.

برای آنکه بتوانید ناخودآگاهتان را با خود همراه کنید باید بتوانید “نمود” تصمیمتان را برای خودتان تغییر دهید. برای مثال در مورد زود بیدار شدن واقعا باید با خود شفاف باشید که اینکار چه منفعتی برای شما دارد و چرا اینکار را انجام می دهید و یا اینکه با انجام ندادنش چه آسیبی می بینید و یا چه مشکلاتی برای شما پیش می آید. در مورد ترک سیگار ، ورزش کردن ، یادگرفتن یک مهارت جدید ، ترک یک عادت و … برای تغییر نمود مساله همیشه گفت و گوی پیش فرضی از گذشته بر سر راهتان است. که مانع خلق تصویر جدید برایتان می شود و شما باید بتوانید به آن رسیدگی کنید.

هرچند تحقیقات نشان می دهد با تمرین و ممارست می توانید اراده ی خودتان را تقویت کنید و آن را به یک عادت تبدیل کنید اما این بسیار قدرتمند است که بتوانید نمود مساله را برای خودتان تغییر دهید.

عادت های سازمانی

زمانی که از عادت های سازمانی صحبت می کنیم مخاطب ما هم کارکنان سازمان است و هم مشتریان سازمان.

سازمان ها می توانند با توجه به چرخه (ماشه – فعالیت تکراری – پاداش) برای کارکنان و مشتریان خود عادت ایجاد کند.

تحقیقات نشان می دهد سازمان هایی که در بلند مدت موفق کار می کنند و می توانند حوزه ی فعالیت و تعداد کارکنان خود را گسترش دهند. قادرند بسیاری از فعالیت های تکراری خود را به عادت تبدیل کنند. البته منظور از عادت و فعالیت تکراری ، ماشینی و خسته کننده بودن نیست. در هر سازمانی فعالیت های کلیدی ای وجود دارد که روزانه تکرار می شود. (در سطح کلیات) و زمانی که بتوانیم یک عادت از این فعالیت بسازیم، هر قسمتی از زنجیره که دچار مشکل شود و یا نتواند کار خود را به درستی و یا به موقع انجام دهد در حلقه مشخص می شود و این کار باعث می شود افراد بتوانند برنامه ریزی کنند تا همیشه فعالیت هایشان به نرمی پیش رود.

تحقیقات نشان می دهد افرادی که به تنهایی در خانه کار می کنند، احتمال بیشتری دارد تا کارهایشان را رها کنند و یا اصلا انجام ندهند، چرا که عمل خود را بخشی از یک حلقه بزرگتر نمی بینند و به تعویق انداختن آن برایشان چالشی در ظاهر ایجاد نمی کند.

همچنین سازمان ها می توانند قیف خرید و خدمات و سرویس هایشان را طوری به مشتری ارائه دهند که استفاده از محصولات آنها برایشان به یه یک عادت تبدیل شود. و یا اینکه محصولاتشان طوری بر سر راه عادت های اصلی مصرف کنندگانشان قراردهند تا بتوانند حداکثر اثر گذاری را ایجاد کنند.

مسلما دانستن یک چیز با انجام دادن آن در دو قلمرو متفاوت حضور دارند. آنچه در این ۲ مقاله در مورد عادت و عملکرد مغزی پشت آن پویش کردیم بدون اینکه به مرحله عمل برسد هیچ تاثیری بر زندگی شما نخواهد گذاشت، پس همین حالا تصمیم بگیرید و برای ۴۸ ساعت آینده چند عمل دقیق مشخص کنید. اگر چیزی به ذهنتان نمی رسد، یکبار دیگر به ابتدای گفت و گو بازگردید و از ابتدا آن را مرور کنید. یادتان باشد در آخر این شما هستید که انتخاب می کنید.

/  /  /  / /  / /  /  /  / /  /  /

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.