آینده خلق شده (بخش دوم)

بدون دیدگاه

(اگر تمرین انتهای مقاله قبلی را انجام نداده اید خواندن این مقاله فقط زمان شما را می گیرد و هیچ دسترسی عملی برای شما ایجاد نمی کند.)

در نوشتن آینده پیش فرض نشات گرفته از گذشته برای خود چه چیزی کشف کردید؟ آیا تکراری در آن مشاهده کردید؟ آن را دوست دارید؟ برای محقق نشدن آن حاضرید چه بهایی بپردازید؟ حاضرید کدام “نوع بودن” و “عملکردتان” را فدا کنید؟

کدام یک از پیش بینی هایتان در مورد آینده به خاطر تجربه ای از گذشته بوده است؟ چرا فکر می کنید دوباره تکرار خواهد شد؟ برای اینکه تکرار نشود چه چیزی را باید متحول کنید؟ …

حال هر آنچه که نوشته اید را کنار بگذارید و تصور کنید درانتهای سال آینده (یا هر زمانی که خودتان می خواهید، ۳ سال دیگر، ۵ سال دیگر) ایستاده اید. حال و هوای خودتان را با زبان حال توصیف کنید. بنویسید به چه دستاوردی هایی رسیده اید؟ از داشتن آنها چه حسی دارید؟ چه تفاوتی در زندگیتان ایجاد کرده اند؟ از احساساتتان بنویسید، چه حسی دارید؟ روابطتان چگونه است؟ با پدر و مادرتان، همسرتان، فرزندتان، دوستانتان، همکارانتان. همراهان و ذی نفعانتان چه حالی دارند؟ چه منفعتی از همراهی شما تا رسیدن به آن نقطه بدست آورده اند؟

هر چه بتوانید جزییات بیشتری اضافه کنید و تصویر دقیق تری بسازید، قدرت بیشتری به آن بخشیده اید.

توجه کنید که برای نوشتن آینده از حال (ایستادن در آینده و توصیف آن با زبان حال) نیاز نیست که به امکان هایتان و محدودیت هایتان فکر کنید. فقط آنچه به شما “بودن” و “عملکرد” می دهد را بنویسید. محدودیت ها و امکانات از گذشته هستند و اگر به آنها فکر کنیم، گذشته را در آیندمان قرارداده ایم. البته آنچه می نویسید نباید فانتزی باشد یعنی امکانش باید برایتان وجود داشته باشد و این دقیقا به خود فرد بر می گردد که چه چیزی را فانتزی می بیند و چه چیزی را واقعی! ممکن است در شرایطی مشابه برای فردی شرکتی چند میلیارد دلاری در آینده الهام بخش و شدنی باشد اما برای فرد دیگری فانتزی. ممکن است فردی پزشکی محقق باشد و درمان بیماری لاعلاج در آینده برایش الهام بخش و ممکن به نظر برسد اما برای فرد دیگری فانتزی باشد … مهم این است که آنچه می نویسید به شما “بودن” و عملکرد” بدهد.

آینده خلق شده کشف کردنی است، فرمول ندارد، نسخه ندارد. اینطور نیست که بنشینیم و چند ساعت وقت بگذاریم و آینده خلق شده را روی کاغذ بیاوریم. اما همه چیزبا نوشتن شروع می شود. مهم این است ما اولین چیزی که همین الان به ذهنمان می رسد را روی کاغذ بیاوریم و هر روز آن را مرور و اصلاح کنیم تا به جایی برسیم که هیچ چیز دیگری در دنیا به اندازه چیزی که روی کاغذ نوشته ایم به ما “بودن” و “عملکرد” ندهد. حتی ممکن است آینده ای را پیدا کنیم و بعدها تغییرش بدهیم.

توجه کنید در ابتدای گفت و گو تاکید کردیم که به گذشته فکر نکنید. در حقیقت در هنگام نوشتن آینده خلق شده باید با گذشته “کامل” باشید.

اگر آینده خلق شدتان را خلق کردید یعنی بدون توجه به امکانات و محدودیت های گذشته در آینده ایستادید و چیزی الهام بخش برای خودتان خلق کردید که فانتزی نیست. این سوال پیش می آید که چگونه می توان آن را محقق کرد؟

این گفت و گو موضوع گفت و گوی “راهبری و تحول” است. در حقیقت آنچه می نویسید اگر امتدادی از گذشته باشد (این مساله بد و خوب ندارد، فقط به آن آینده خلق شده نمی گوییم.) برای رسیدن به آن به مدیریت احتیاج است. یعنی باید هدفتان را کمی کنید، منابع موجود و منابعی که می توانید اضافه کنید را بررسی کنید، نقطه شروع مشخص کنید،گامهای عملی تعریف کنید، مکانیزم ارزیابی و بهبود داشته باشید و …

اما اگر آنچه نوشته اید امتدادی از گذشته نیست و شما هیچ ایده ای در مورد اینکه چگونه می توانید به آن برسید ندارید. گفت و گویی است که ما در گفت و گوی “راهبری” و “تحول” در مورد آن صحبت می کنیم. اینکه چگونه چهارچوبی برای اعمال موثر راهبری خلق کنید، محدودیت های هستی شناختی و عملکردیتان را شناسایی کنید، گسست هایتان را به گشایش تبدیل کنید، بتوانید ذی نفعان و کسانی که در تحقق آن آینده باید نقشی داشته باشند را همراه کنید، موثر گوش کنید و کلام بگذارید و نهایتا با کلامتان بستری خلق کنید که به عنوان آینده درونش زندگی کنید.

 

راهبری به عنوان آینده ای که قرار نبود اتفاق بیوفتد.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.